محمد على حاجيلو
78
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
اوضاع جغرافيايى منطقه طبرستان تا قرن هفتم نسبتا به قسمتهايى از مازندران و گيلان كنونى كه شامل نواحى جنوبى درياى خزر و ارتفاعات البرز مىشد ، طبرستان مىگفتند . ابن اسفنديار حدود طبرستان را از شرق به غرب ، از دينار جارى تا ملاط دانسته است . « 1 » دينار جارى محلى بود در نزديكى تميشه يا كردكوى كنونى و ملاط نيز در جنوب هوسم يا رودسر كنونى قرار داشت . « 2 » وجود كوههاى صعب العبور ، رودهاى متعدد ، جنگلها و باتلاقهاى بسيار در سرزمين طبرستان ، از جمله موانع طبيعى در ايجاد شبكههاى منظم راه بوده است . طبرستان از دو راه با نقاط خارج از اين منطقه ارتباط داشت . يكى از اين راهها در امتداد راه آمل به تميشه تا استرآباد و گرگان بود و ديگرى كه طبرستان را به نقاط بيرون از آن متصل مىكرد ، راه آمل به رى بود . جاذبههاى طبيعى و جغرافيايى بيشمار اين سامان ، همواره قبايل و جمعيتهاى مناطق ديگر را به سوى خويش مىخواند ، بنابراين بافت جمعيتى منطقه دائما دستخوش ، مهاجرتهاى طوايف و قبايل بوده است . پراكندگى جغرافيايى ، غناى اقتصادى و شرايط سياسى اين منطقه موجب شد كه شمار بسيارى از قبايل كه با انگيزهها و دلايل متفاوت به اين سرزمين كوچيده بودند ، بتوانند زندگى به خود در آنجا ادامه دهند . با اين همه طبرستان به لحاظ ارتباط اندكى كه با ساير جوامع
--> ( 1 ) . محمد بن حسن ، ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، تصحيح عباس اقبال ، بىجا ، انتشارات پديده خاور ، 1366 ش ، ص 56 . ( 2 ) . رابينو ، ه ل ، مازندران و استرآباد ، ترجمه غلامعلى وحيد مازندرانى ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1343 ش ، ص 22 و 24 .